لامپ را کش نرویم !!!

new_shamaee.jpg

لامپ را کش نرویم !!!

آخر این دزدی لامپ …

از کجا میخورد آب ؟ !!!!

و چرا از سر شب تا دم صبح …

کله ها می شکند؟ !!!

لامپ را کش نرویم …

شاید این نور ضعیف …

روشنی بخش اتاقی باشد !

دل پردردی شاید …

میرود دست به آب …

چه ضعیف است این برق !

و چه کم نور این لامپ !!!

مردم سر بطری(1)

چه صفایی دارند !

سقفهاشان پر نور

لامپهاشان نور افشان باد !

من ندیدم خودشان …

بی گمان میدانم …

دست آنها کج نیست !!!

ماهتاب آنجا …

میکند روشن پهنای اتاق !

مردم سر بطری می دانند …

«استکی(2)»  بی رحم است ….

و «شماعی (3)» بی حال !!!

مردم سر بطری …لامپ را می فهمند !!

کش نرفتندش …

ما نیز ….

لامپ را کش نرویم !

1- قسمتی از خوابگاه های دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان در آن زمان (1363)

2 – آقای استکی مسئول محترم کل خوابگاهها در آن زمان

3 – دوست بسیار عزیزم آقای شماعی مسئول خوابگاه 3

4 Responses to لامپ را کش نرویم !!!

  1. nafiseh می‌گوید:

    ma az bachehaye sar botri boodim , vali yadame lamp zyad dodar kardim

  2. وحید می‌گوید:

    بی نظیر بود!

  3. يه 72 اي می‌گوید:

    يادمه وقتي ما سال 72 وارد دانشگاه شديم چون بچه تهران(=يعني از نظر مسئولين دانشگاه براي اجاره خونه داراي پول و ثروت كافي تشخيص داده شديم) بوديم و پارتي هم نداشتيم بهمون اتاق ندادن و هممون رو كه حدود 28-30 نفري ميشديم فرستادن سالن بالاي سر بطري طبقه چهارم خوابگاه 3.
    از قضا اونجا چراغاش كافي نبود و نميشد راحت درس بخونيم از طرف ديگه سالن مطالعه هم دور بود و اكثر ما هم مديركل بوديم.
    لذا يه روز جلسه گذاشتيم و به اين نتيجه رسيديم كه خيلي خجالت داره اگه هركدوم از ما تهرانيها يه دوزاري هم بزاريم وسط ميتونيم اون سالن رو نوراني كنيم(بقول داروغه ناتينگهام ماليات رو رد كن بياد).
    در اين ميان يكي از بچه هاي بزرگ (فكر كنم با هخامنشيان يه نسبتي داشت) دستاشو بهم قلاب كرد و گفت اينم دو زاري من(يعني بيا برو بالا)
    خلاصه به لطف اون دوزاري و يكم گوشت نوردي و صد البته مهتابي هاي سالن مطالعه ما (در اصل مسئول خوابگاه 3) داراي يه سالن مطالعه با استاندارد روشنايي اتاق عمل شديم. البته بماند كه سالن مطالعه كتابخانه ديگه واسه خوابيدن خيلي جون ميداد.

  4. Fatemeh می‌گوید:

    من ورودی 88 هستم.هنوزم سر بطری هست.مربوط به اون زمان نیست.کلا همه ی شعر های که اینجا خوندم شرایط الانم هست.همه مطمئن باشن صنعتی هنوز همونجوری سر جاش هست.البته باید بگم ورود من به صنعتی از بدو تولد بوده.با کنکور فقط دانشجوش شدم.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: